Lilypie Fourth Birthday tickers کفش مردونه - قصه های تيام کوچولو

کفش مردونه

سلام . خوبين ؟ من که خوبم . از ديشب حالم خيلی بهتره. سوء تفاهمی شده بود که برطرف شده . ولی تصميم گرفتم که زيادی عجول نباشم. خوب برم سر اصل مطلب که برای چی اومدم و چی می خوام بنويسم. کفشام حسابی دربو داغون شده بود. الان تا آخر زمستون امسال دوم آورد. چون نمی خواستم دوباره چکمه بخرم. اما امروز ديدم با اين کفشا نميشه رفت. مسافرت. رفتم کفش بگيريم. اما از هيچ کدوم از اين کفشای زنونه خوشم نيومد . به نظرم همشون زشت اومدند. چه قديميها چه جديداش. نوک تيزاش. پاشنه دارش. با اون رنگاشون. ساده هاشون که به درد پيرزنها می خوردن. خلاصه چشمتون روز بد نبينه. رفتم سراغ کفشای مردونه . چشمم به دو جفت کفش مردونه افتاد. تو همون نگاه اول خوشم اومد. اسپورت . مشکی و يکی هم قهوه اي. ساده ولی خيلی شيک. خوب همين ديگه . تموم شد. پولشو حساب کردم خريدم . اومدم. کدومشو؟؟ قهوه ايه . چون شالم قهوه هايه .

مامان تیام ; ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸۱