Lilypie Fourth Birthday tickers شانگهای - قصه های تيام کوچولو

شانگهای

سلام به همگی دوستان خوبم و ممنون از کارتهای زيباتون.... روز والنتاين شما هم مبارک. شانگهای هستم و جای همگيتون خالی...... تا بحال دو بار اينجا اومدم. ولی انگاری اين شهر هر روز عوض می شه. خيلی زيباست و هوای بارانی اون زيباييشو دوچندان کرده. اگر بتونم بازهم می يام پيام می ذارم. .......اما الان توی اين انيترنت کافه که پس از يک ساعت گشتن پيداش کرديم. بوی سيگار و دود ... بدجور اذيت می کنه و نمی تونم بيش از اين اينجا بشينم. ..... سرم بدجور درد گرفته. ..... ديروز رسيديم شانگهای..... ولی متاسفانه از فرودگاهی که قطار مغناطيسی جديد رو درست کردند نيومديم و نتونستيم سوار شيم. مردم شانگهای بسیار شیک پوش تر و خوش برخوردتر از مردم پکن هستند. ساختمونهای اینجا مثل نیویورک و منهاتن بسیرا بلند و به آسمان رفته......روبروی هتل ما تا چشم کار می کنه ساختمونهای سربه فلک کشیده و زیبا. راستی دیشب رفتیم یه ۱۰ تا هم دی وی دی خریدیم. باورم نمی شد. دونه ای ۸ یوان.( ۸۰۰ تومان )....بعد هم شام. که جاتون خالی خیلی چسبید. هات پات . یا همون غذایی که خودت سر میز درست می کنی توی آب جوش هرچی را که سفارش دادی می ریزی و چند ثانیه بعدش غذا حاضره. و نوش جان. نوشیدنی هم باورتون نمی شه اما همون کانادا و پپسی های ایران و با همون مزه بود. تو این رستوران شلوغ نزدیک ۳۰-۴۰ نفر گارسون دختر و پسر مدام این طرف و اون طرف می دویدند. وقتی هم که ما وارد شدیم. ۱۰ نفری جلومون دست بسینه و مهربان و میهمان نواز . کلی غذا البته به انتخاب من سفارش دادیم. و همش شد ۵۰ یوان. ( ۵۰۰۰ تومان)......
...... ديگه بايد کم کم برم. سرم بدجوری داره تق تق می کنه ..... حالم هم بد شده....... تا بعد. .......

مامان تیام ; ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸۱