Lilypie Fourth Birthday tickers خدايا چقدر خسته ام . - قصه های تيام کوچولو

خدايا چقدر خسته ام .

ديگه فکر کنم. راستی راستی دارم می ميرم. خيلی خسته ام. همش بدو بدو بدو بدو......
اصلا نمی فهمم کی صبح شده > کی شب. به هيچ کاری هم نمی رسم. از همه بدتر باز دلم درد گرفته. بدجوری داره اذيت می کنه. می دونم که ماله اين شور و اضطراب.
ولی چيزی که بيشتر از همه دستگيرم شده اينه که همه همه همه همه دروغ می گند. نه. چرا اينطوری ....همه همه همه دروغ می گيم. آره . همه دروغ می گيم. خدايا ما چقدر بديم.

مامان تیام ; ۳:٤٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۱