توصيه های ايمنی را جدی نگيريم

قورمه سبزی ديشب خيلی خوشمزه شده بود. 05.gifخودم هم اصلا باورم نمی شد که اينقدر جاافتاده باشه و خوش طعم و خوش بو و خوشگل و خوشمزه شده باشه. يکی از مهمونامون می گفت که قورمه سبزيتون بوی محبت می داد... 01.gif35.gif 

خيلی جالبه...ايران که بودم هيچ وقت غذاهام خوشمزه نمی شد. يعنی اصلا غذا درست نمی کردم که خوشمزه بشه. اگر هم درست می کردم غذاهای عجق وجق من درآوردی درست می کردم که فقط خودم خوشم ميومد... از اين که غذاهای يه جورو تکراری درست کنم بدم ميومد... تو چين هم که غذاهای چينی عجق وجق تر بودند و باز هم پزنده و خورنده اش فقط خودم بودم و خوشم هم می اومد... اما حالا اينجا بايد غذا به مذاق همسری خوش بياد و مهمونامون .... که... خداروشکر هر بارش همه کيف کردندو به به و چه چه و خودم هم بيشتر.

پريشب با همسری فيلم فريدا (Frida) رو ديديم. برام خيلی جالب بود که همسری از اين فيلم خيلی خوشش اومده باشه.... و من هم طبق معمول آخر فيلم کلی گرييدم... از اينکه يه زن در اوج مشقت و سختی و درد فيزيکی و با وجود داشتن همسری لاابالی و بی معرفت؛ راه کمال طی کرده باشه و به افتخارات بلند و بالا دست پيدا کرده باشه و با تمام اين اوضاع و احوال عاشق همسر و زندگيش باشه... خيلی جالب بود....يعنی آدم چقدر می تونه صبور باشه و بگذاره که همين طور که هست بگذره... يه طوری که هم خودشو داشته باشه ... هم همسرشو با تمام بی وفاييهاش و چندباره گيهاش ... و هم زندگيشو.... و هم اونطور تو محيط و اجتماع بيرونی زبانزد و بلندآوازه بشه....چطور يه نفر می تونه تمام اين صبر رو با خودش تا بی نهايت جايی که حتی همسرش با خواهر خودش ارتباط داره.... تحمل کنه.... جايی که درد فيزيکی درونی هم امونی براش نمی ذاره و به قول خودش جنازه  بی جانشو رو تخت اين ور و اونور می کشند.... عجب صبری خدا داده....

موسيقی اين فيلم بی نظيره مخصوصا  The Floating Bed

....

قورمه سبزی ديشب خيلی خوش مزه شده بود. با احتياط... با دقت .... با محبت.... بگذاريم که بگذره... صبر خيلی کلمه زيباييه و زيباتر از اون زندگيه . اونقدر زيباتر که لازم نباشه به توصيه های اين و اون گوش کنيم و با نگرانی قدمهامونو برداريم يا برنداريم از ترس  افتادن.... قدمهامونو بی هراس از پله بالايی  اما با احتياط با هم برمی داريم.... و اگر هم افتاديم با هم افتادن ُ تجربه می کنيم. من و تو با هم.01.gif

/ 5 نظر / 3 بازدید
من

من از پريشاني ها سخن نميگويم بزرگ بودن رود از پرنده يي ست كه با ناي سبز خونين مي خواند بزرگ بودن رود از نبودنست به دريا نشستن است و رازي نگفتن است نه گفتن من از پريشاني ها سخن چگونه بگويم ؟***م. آزاد***

روشنک

ghormesabzi azoon ghazahast ke mana slan nemitoonam dar moghabelesh khodamo control konam:D makhsoosan age ba loobia ghermez basheo limoo amani:D wow

من همینم..(صفورا)

سلام..اميدوارم حالتون خوب باشه.. منو هنوز به خاطر داريد!!؟.. من هر وقت می تونستم به وبلاگ شما سر می زدم..از نوشته هاتون خوشم مي امد .اگه دوست داريد به من هم سر بزنيد.. من گفتم و گذشتم چون نجوای باد در میان شاخساران چون گنجشککی بر شاخه ای چون قطره اشکی بر گونه ای چنان که دیگران ...آنها هم گفتند و گذشتند

Naslidigar

salam :) ... dekorasiyone jadidet mobarak ... cheghadr injaa fargh kardeh va ghashangeh ... harchand ke hanooz ham ke injaa mihyaam, entezaar daram ke oon safheh ye ghermez ro bebinam baa oon aadaam haa va divaare chin :) khoshbakht baashid va movafagh va kaamyaab

شیا پونگ یو

شما دیگه نمی خواهید قرمه سبزی بپزید؟!