قان قون... قا.... ااااا... گگگگگ... ق.ق.ق..ق قونت را دوست دارم.

ساعت ۴ بعدازظهر است. اسباب بازیهای تیام روی زمین ریخته است. میز صبحانه هنوز پهن است. لباسها هنوز توی ماشین است. روی تخت هنوز بهم ریخته است. لباسهای زمستانی ام هنوز گوشه اتاق پهن است.آشپزخانه ریخته و نامرتب است. سطل زباله امان پر شده و لبریز... دستشویی و حمام هنوز شسته نشده. من هنوز در لباسهای خوابم هستم. کفشها گوشه اتاق نامرتب روی هم جمع شده اند. نامه ها و قبضهای پرداختی  هنوز باز نشده اند... به شرکت بیمه تیام هنوز زنگ نزده ام. کمدها را هنوز مرتب نکرده ام... اتاق هم هنوز جارو نشده است... یعنی چندروزی می شود که رنگ جارو به خود ندیده است... چه برسد به گردگیری .... و  ظرفها هنوز داخل ظرفشویی است....

 تیام  اما شیر خورده است. چند بار ؟ نمی دانم.... تقریبا هر دو ساعت یکبار خورده است. جایش عوض شده است. چند بار ؟ .... نمی دانم... هرباری که صدای قارو و قوری شنیدم... عوضش کردم...   لباسهایش نیزعوض شده است. چند بار.... هربار که شیر خورده.... بادگلویش را نیز داده است... هر بار.... با ماستشیر و بدون آن.... صورت و دستهایش  هم شسته شده است.... هربار که مویی لای انگشتهای کوچولویش دیدم... موهایش خیلی می ریزد.... تختش هم مرتب شده است... کمد لباسهایش نیز .... پیراهن و شلوار نویش را نیز اتو کرده ام.... بقیه لباسهایش را نیز تا کرده ام.... و  موی سرش را شانه.... ..الان هم تلویزیون تماشا می کند. ... و قان و قون.... و .... شاید... باز گرسنه اش شده است....!!!!

th_May1-3.jpg

 هنوز فکر شام نکرده ام... شاید ماکارانی گذاشتم... گوشت بیرون گذاشته ام.... امروز کمی ورزش کردم... اما تیام نگذاشت و زود برگشتیم...  چه اتاق بهم ریخته ایی..... تیام اما می  خندد....  قان و قون می کند... و من هنوز در حسرت خوابی آرام و کامل هستم....

/ 4 نظر / 31 بازدید
شاهد

آخ که چه ماهه اين پسر.

نسلی ديگر

سلام :) یک لحظه اول که این متن رو دیدم ، یاد زمانی افتادم در چین ، و آن اطاقی که در وبلاگ ازش نوشته بودی ، و اون حسی که داشتی . و چه زود گذشت . . . و اکنون خوشحالم که خوشی و شادکام :)

نسلی ديگر

سلام :) یک لحظه اول که این متن رو دیدم ، یاد زمانی افتادم در چین ، و آن اطاقی که در وبلاگ ازش نوشته بودی ، و اون حسی که داشتی . و چه زود گذشت . . .

شاهد

بخواب پسر نور و آینه ... بخواب فرزند خورشید و ماه ... آرام در آغوش مادر ... آرام بخواب ...