اولين حساسيت

تیام کوچولوی مامان مریض شده.

نمی دونم حساسیت یا سرما خوردگی یا آلرژی یا هر کوفت و زهرمار دیگه. فقط می دونم سفر دوروزه همان و مریض شدن عزیز مامانی همان.

هر سه تامون مریض شدیم. سرفه و عطسه و آبریزش بینی که تیام با اونا بادکنک درست می کنه و موفش میاد. و بی حال شدنهایی که میاد و می ره.

با این حال تیام اصلا بهشون رو نمی ده... می خنده... بازی می کنه. شیرشو هم خوب می خوره ... پی پی هم خوب می کنه.. و دکترش می گه مشکل خاصی نیست و فقط یه قطره بینی داد که راه تنفسیش صاف باشه و نفس کشیدنش راحت.

رفتن به باغ دوپنت همان و گرده های گلهای رنگارنگ همان....کاش به تیام گفته بودم موقعی که راهنمای تورمون توضیح باغ و گل و بوته و قصر و دیوار و دکوراسیون و  سرویس های چینی و استخر منزل سر دوپنت ( که همه اش هم از چین اورده بودن !!! ) رو می ده.... ؛ مامان تو هیچی نگو و ساکت باشه ؛ ولی برعکس بلند بلند به قان و قون کردن افتاده بود و همه رو شیفته خودش.... شاید هم نمی دونم ویروسی بود که یه جایی پخش شده بود که هر سه تامون گرفتیم...

باشم برم دستمال کاغذیهای مچاله شده رو جمع کنم و یه سوپی چیزی بذارم.

وقتی مامان شدی و پسر دار... اونهم دوتا!!!  دیگه نمی تونی سر هر مریضی  و ناخوشی خودتو لوس کنی و بندازی و منتظر مامانت باشی تا برات سوپ درست کنه و نازتو بکشه. باید خودت یه قرص مسکن بندازی بالا و پاشی به کارات برسی که دو نفر دیگه منتظر تو هستند.

/ 3 نظر / 2 بازدید
شاهد

آخ... خوب میشین ایشالله. <یا من اسمه دواء...>

......

تیام اسم دختره!!!!!!! شک ندارم!!!