گمگشته ديار محبت

گمگشته ديار محبت ؛ ديوانه ام ؛ ديوانه
شکوه به کوی يار چگونه برم که او نيز در پی يارانی دگر؛ گم شده است
سکوت چه واژه زيبايست و زيباتر از آن ؛ سکوت بغضی تنها
چه آرام می شکند اين چينی نازک تنهايی من ؛ که حتی از پاره پاره شدن سنگينش
سکوت را نيز شرم می آيد از رقص و پايکوبی

/ 2 نظر / 2 بازدید
فرید

سلام از شعرتون خوشم اومد با اجازه شما از این شهر با اسم خودتون تو 360 استفاده می کنم .

فرید