خوابالو

نمی دونم اين هوای بهاره يا اين که چی.... آخه يعنی چی که من اينقدر خوابم مياد.... ديگه جلوی همسری و دوست و آشنا هم خجالت می کشم... بعضی وقتها هم سر کار موقعی که آف هستيم می خوابم.... پنج دقيقه... يه ربع.... ولی اينقدر مزه می ده که.... همين الانش هم خوابم می آد ... ولی کلی کار دارم.... شب مهمون داريم.... ُ می خوام خورش بادمجون بذارم.... همسری هم رفته سر کار و قراره که امروز کارهای Tax انجام بديم... امروز جدای از همه يکشنبه های ديگه ....يه جور ديگه ای تعطيله.... و به قول معروف عيد پاک.... جالبيش اينجاست که با ميلاد پيامبر يک روز افتاده... يعنی در واقع تولد مجدد عيسی مسيح با تولد پيامبر يک روز افتاده...... شايد هم اين نکته اصلا مهم نباشه.... که هيچ کس به اون توجهی نمی کنه.... ولی يه چند تا خبر نه چندان جديد هست که بايد اينجا ثبت بشه.....

اوليش اين که به زودی و برای سومين بار عمه خواهم شد.... 01.gif

دوميش اين خوابهای وحشتناک و ماليخولياييه که تقريبا هر شب می بينم و بيشترش هم در مورد ايران و وضعيت ....

سوميش اين که رفتنمون به خونه و جشن ِ....که هنوز مشخص نيست.... و همچنان در موردش ميتينگ می ذاريم..... آخه رفتنمون يه چيز نيست هزار تا چيزه... که بايد در مورد همش هم فکر کنيم و درست تصميم بگيريم...33.gif

چهارميش اين که اينجا هم زندگی up and down داره و خيلی هم بيشتر.... يه موقعی هست که خودتو در قله های خوشبختی احساس می کنی....ولی همون لحظه ياد يه چيزهايی می افتی که می بينی که در اوج خوشبختی چقدر بدبختی تو دنيا زياده.... اونوقت از خودت بدت می اد... ولی کاری هم از دستت بر نمی آد.....

پنجميش اين که خيلی دارم چرت و پرت می نويسم.... اينجا اصلا نوشتنم نمی گيره....برعکس چين که خيلی هم شاعر پيشه شده بودم و يک سر خط خطی می کردم.... انگاری هنوز هيچی نشده خيلی ماشينی شدم.... و زرق و برق اين طرف منو گرفته....

راستی اين مردم چقدر خريد می کنند..... يعنی تمام تفريحشون شده خريد... از لباس و پوشاک گرفته.... تا وسايل خونه.... بعد هم رستوران و سينما رفتن..... و شايد هم بار..... خيلی هاشون هم که اصلا فکرشو نمی کنی..... کليسا می رن.... خيلی های ديگشون هم دنبال حراج و تخفيف و فروشگاههايی که حراج زدند...هستند.... تا شده يک دلار هم تخفيف بگيرند... و ارزونتر بخرند.... بعضی هاشون هم که وقت و حوصله اضافی دارند.... می گردند تو اين مجله ها و کوپن تخفيف دار پيدا می کننند و يک کيف مخصوص کوپن دارندُ..... دنبال.....

ولی کلا مردم خوبی هستند...سياه و سفيدشون آدمهای خوبی هستند... مردم چين هم مردم خوبی بودند.... مردم کانادا هم مردم خوبی هستند....مردم خودمون هم آمهای خوبی هستند.....همه خوبند....همه خوب..... بدشون منم که خيلی می خوابم.... 04.gif... امروز تصميم گرفته بودم که کلی دکوراسيون خونمونو عوض کنم...و يه تغييراتی بدم.. . ولی صبحی نشستم پای تلويزيون به فيلم تماشا کردنُ و هيچ به هيچ..... اين روزها تلويزيون اينجا خيلی زياد از ايران و مردمشو و کاراشون نشون می ده..... يه جورايی آدم می ترسه.... ولی فقط بايد توکل به خدا کرد.... کاشکی می شد اون صفا و صلح و آرامشی رو که تو جنگلها و درختها و لابه لای برگهای سبز و شکوفه های بهاری زمين و ابرهای سفيد آسمون خدا وجود داره بين مردم زمين تقسيم کرد و بهشون گفت اين همه که خدا براتون نعمت و فراونی آورده مثل بچه آدم بشينيد و بخوريد و لذتش ببريد.... چرا ديگه به جون هم افتادين آخه...12.gif06.gif....

خدايا خودت هممونو به راه راست هدايت کن.... يه کاری هم برای من بکن که ديگه کمتر بخوابم 03.gif اين همسری عصبانی می شه ها..... 07.gif

/ 1 نظر / 3 بازدید